محمد بن حسين البيهقي

801

تاريخ بيهقى ( فارسي )

خوارزمشاه ( 3 ) - معنى جمله : اين رفتن جز فرخنده و ميمون نباشد ( 4 ) - تا پنج روز : باصطلاح ظرف مدت پنج روز ، تا حرف اضافه مفيد معنى ظرفيت ( 5 ) - دست يكى دارد : همدست شود و شريك گردد و اتحاد كند ( 6 ) - بازآمدن ما را : براى بازگشت ما ( 7 ) - رايت : درفش و علم ( 8 ) - گذرهاى جيحون : گذرگاهها و معابر جيحون ؛ گذر اسم مكان ( 9 ) - در روى : برابر و مقابل ( 10 ) - شغل دل : گرفتارى خاطر ( 11 ) - قهندز : بضم اول و فتح دوم و سكون سوم و كسر چهارم كهن‌دژ ( قلعهء كهن ) ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 275 شمارهء ( 13 ) ( 12 ) - قود : بفتح اول و كسر دوم اسب يدك ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 446 شمارهء ( 7 ) ( 13 ) - مجلسى دراز برفت : جلسهء طولانى واقع شد و جريان يافت ( 14 ) - زاستر : مخفف از آن سوتر بمعنى دور تر ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 58 شمارهء ( 7 ) ، دقيقى فرمايد : درنگى كه گفتى كه پروين همىنخواهد * شد از تار كم زاستر ( بنقل از لغت‌نامهء دهخدا ) ( 15 ) - مطارحه : با هم سخن درافكندن و مشورت كردن ( 16 ) - چه : موصول - اين چه يعنى اين مطلبى كه ( 17 ) - نعوذ باللّه : پناه بر خدا ( 18 ) - معنى جمله : اين چيزها هم حاصل نشود ( 19 ) - صورت بندد : تصور شود و به انديشه بگذرد ( 20 ) - پايمردى : شفاعت و ميانجيگرى ( 21 ) - صورت كرده‌اند : گزارشى به دروغ داده و سخن‌چينى كرده‌اند ص 671 ( 1 ) - معنى جمله : و سوگند به خدا همانا نمىباشم ( 2 ) - پندنامه : نامهء پندآميز ( 3 ) - معنى جمله : در صورتى كه يا به آن شرط كه غرض ديگر در كار نباشد ( 4 ) - خيريت : نيكوئى و خوبى ، مصدر صناعى ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 465 شمارهء ( 10 ) ( 5 ) - شكافد : پديد آيد و نتيجه شود ( 6 ) - پندارم : مسلم مىدانم ، گاه براى مزيد تأكيد امر جازم و مسلم را در معرض شك و پندار قرار دهند ، سعدى فرمايد : ترسم نرسى بكعبه اى اعرابى * كاين ره كه تو مىروى بتركستانست ( 7 ) - فردا روز : اسم مركب روز فردا يا فرداى نامعين يا روز ديگر ( 8 ) - محال : بضم اول خطا و باطل ( 9 ) - استبداد : خودكامگى و خودرأيى ( 10 ) - درين كار پيچيده است : اصرار مىورزد و ابرام مىكند ( 11 ) - بازنمودى : نيك نشان مىداد و نمايان مىكرد ( 12 ) - سقط : بفتح اول و دوم سخنان زشت و بد ( 13 ) - رساند : عرض كند و ابلاغ نمايد ( 14 ) - مشبع : مفصل ، اسم مفعول از اشباع مصدر باب افعال ( 15 ) - مصرح : آشكار و به‌صراحت ، اسم مفعول از تصريح مصدر باب تفعيل ( 16 ) - نرسد : جايز نيست و سزاوار نباشد ص 672 ( 1 ) - نصيحت را : به حكم خيرخواهى ، را حرف اضافه براى موافقت و مطابقت ( 2 ) - دى :